{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part..1

فلش بک اکتبر ۲۰۲۰ پاریس:شب های آرام پاریس با بوسه های فرانسوی و وایبی کلاسیک پر بود...شب هایی آرام،اما امشب خبری از آرامی نبود..پسرنوازنده درحال آماده کردن خود برای شبی پر هیاهو بود...( امشب قرار فراموش نشدنی بشه!)با شور و ذوق کت و شلوار سرتا پا سفیدش رو پوشید که تضاد رنگی چشم گیری بین پسر و سازش داشت( جئون آماده ای؟)شوگا برادر جنگکوک...خطاب به پسر رو به روش که داشت جلوی آینه ی بزرگی موهاشو حالت میداد پرسید.پسر با لبخندی بر لب به سمت برادرش دورانی چرخید و لب زد(من اماده به دنیا آومدم)نگاه تحسین کننده ی شوگا از تن جئون برداشته نشد که پسر نوازنده ویالون مشکیش رو به دست گرفت و به سمت استینج رفت...قبل رفتن کنار گوش برادرش زمزمه کرد(امشب اینجا نمون) با لحن دستوری گفت که بعد رفتنش رنگ شوگا مثل کچ سفید شد...درست حدس زده بود جئون دارو هاشو نخورده.شوگا که هول کرده بود کل اتاق رو دنبال دارو ها گشت اما خبری از هیچ دارویی نبود...حتی اگه پیدا هم میکرد دیگه دیر شده بود جئون اجراش رو شروع کرده بود.اما هنوز کمی وقت داشت پس سریع اون مکان رو برای نجات جونش ترک کرد.
جئون وارد سالن شده بود و از جمعیت اونجا هیرت زده شده.گوی های سیاهش از جمعیت ۷۰۰ نفره ی سالن برقی زد،ویالون مشکیش رو بالا برد و شروع به نواختن کرد.و یک جا ۱۴۰۰ چشم،۱۴۰۰ گوش رو یک صدا روی یک نفر تسخیر شدند.صدای ویالون که باعث گریه ی فرشته ها میشد حالا گوی های بنفشی که باعث اتیش بودن رو روشن کرد. و دریک ثانیه ۳۵۰۰هزار گوی شروع به سوختن کردن...جئون صدای موسیقی رو با ریتم شلخته ی آتیش هماهنگ کرد و موسیقی شاهکار خلق کرد..پسرنوازنده توی کارش تک بود و اثری کشنده...خلق کرده بود.اون موسیقی که از شدت غمش فرشته ها رو به گریه مینداخت همه رو مات و مبهوت کرد..صدای سوختن و چند جیغ خفه اون رو به شاهکاری باورنکردنی تبدیل کرد.جئون که چشماش رو از اول اجرا بسته بود با حس بوی دود و شنیدن جیغ های خفه...مروارید های مشکی فریب دهندش رو باز کرد و با دیدن صحنه ی جلوش لبخندی از لذت و رضایت زد ۷۰۰ نفر که به صندلی چسبیده بودن جلوی چشماش در حال سوختن بودن نگاه کرد و موسیقی رو به اوج رسوند در همین هنگام دیواره های سالن که تماماً در حال سوخته شدن بودن ریختن بیرون از اون سالن کلاسیک و قدیمی آسمان داشت گریه میکرد و خیلی شدید داشت بارون میبارید..باریختن سقف،قطره های باران روی جنازه ی ۷۰۰نفر ریخت و نوازنده با دیدن این صحنه با ذوق کور نشدنی خندید و ملودی موسیقی رو تغییر داد...صدای رد و برق اسمان،ویالون و سوختن موسیقی گوش نوازی به وجود اورده بود.جئون اولین قدمش رو برداشت و به سمت جلو رفت و جایی در دل جمعیت مرده شروع به رقص تانگو کرد و همزمان ویالون میزد...با صدای اژیر پلیس و اتش نشان ها موسیقی و رقصش به پایان رسید و با تموم شدن موسیقی گوش نواز اخرین ستون سالن روی نیمی از بدن نوازنده فرود اومد...
_پایان فلش بک_زمان حال لندن سپتامر ۲۰۲۶:[ادامه ی فیک در پارت ۲]...لطفا نظراتتون رو بگید ممنون🙂
دیدگاه ها (۲۷)

part...2

توضیحات نویسنده

اسپویل فیک

درمانگر عشق. پارت۳۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط