{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا در سر من..........................................

تا در سر من..........................................
نشئه ی دیوانه شدن بود.......................
هر روزِ من از خانه به میخانه شدن بود....

یا سرخی سیبِ تو از آن جاذبه افتاد؟
یا در سر من پرسش فرزانه شدن بود؟؟


#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۴)

گفتی که به جان مادرم می‌مانم.............رفتی و به گور پدرم ...

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا.........فراغت از تو میسر نمی...

جمعه ها بغض من انگار گلوگیر تراست.فکر و ذهنم به تووچشم تودرگ...

طاقت نمی آرم.تو که میدانی از دیشب. باید چه رنجی برده باشم، ب...

روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... روز دوم الکی الکی چشمهام به چش...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

🌱🍒من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط