{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم‌ تو از امیدم خانه ای ویرانه می سازد

غم‌ تو از امیدم خانه ای ویرانه می سازد
که بر ویرانه هایش جغد شومی لانه می سازد
علیرغم تمام دلخوشی هایم مسلم شد 
مرا نامهربانی های تو دیوانه می سازد
غریبان را نگاه عشق با هم آشنا کرده
عجیب است آشنا را هم خودش بیگانه می سازد!
اگر باران عشقت را ببارانی به قلب من 
کویر تشنه ام را مثل یک گلخانه می سازد
من و تو، "ما" اگر باشیم، و دست قلبمان با هم
برای مرغ های عشق، دلْ هم خانه می سازد
لبت با بوسه از انگشتهای عاشقم هرشب 
برای لمس موهای قشنگت، شانه می سازد
سرت را می گذاری روی پایم، عطر موهایت
برای غنچه های دامنم پروانه می سازد
کسی شعر مرا با عشقِ مجنون خواند و میدانم 
که از لیلی پنهان در غزل، افسانه می سازد...🦋💞🦋

غروبت دلنواز جانانم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖

#عاشقانه
#چشم_آهوم
دیدگاه ها (۰)

حبیب منمن از صبر و شکیبم شهریارا شهره آفاقهمه آفاق همه حیران...

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐هزار شب نشسته ام ، به پای چشم های تورهـا نم...

9 مرداد سالروز ملي اهداي خون؛ بر شما احياگر جانِ بيماران تهن...

هوای دلم...در حالت هشدار است!اما من...نه عاشقی کردن راتعطیل ...

عاشقانه های شبنم

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

نویسنده فیک نویس:اورانیا لاجورد. نام رمان فیک:« سایه های خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط