{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان دفتر شعرم مرا گم کردی و رفتی

میان دفتر شعرم مرا گم کردی و رفتی
نوشتم بی تو میمیرم تبسم کردی و رفتی

نوشتم بی تو غمگینم نوشتم بی تو افسرده
مرا با این صفتها هم تجسم کردی و رفتی

نوشتم بعد تو شبها دل من ماند و غمها
تو با غمهای این شبها تفاهم کردی و رفتی

شنیدی عشق در قلبم عمیق و بی نهایت بود
گمانم بر دل کوچک ترحم کردی و رفتی

نوشتم بین صد واژه مرا پیدا کن و برگرد
میان شعرها اما مرا گم کردی و رفتی....
دیدگاه ها (۵)

میزنم عینک ب چشمم درس میخوانم ولی، پنج ساعت روی یک خط مانده ...

در مسجد عشق رفته بودم به نیاز گفتند اذان بگو من ازاو گفتم......

ﻫــَـﺮ ﺭﻭﺯ ﻋﺂﺷِﻘﺂﻧـِﮧ ﺗَﺮ ﻣـﮯ ﻧِﻮﯾﺴـَـﻢ ...ﺗﺂ ﺗَﻤــــﺂﻡ ﺩُﺧﺘ...

آذر یادش رفته کــه پاییز است! نمی‌باردفقط یخ می‌زند به گمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط