بچه که بودم ديدم پيشانى حاجى شهر پينه بسته. دستهاى پدرم ن
بچه که بودم ديدم پيشانى حاجى شهر پينه بسته. دستهاى پدرم نيز همينطور.. بزرگ تر که شدم فهميدم پدرم با دستهايش نماز ميخوانده.... بابا ها رو فراموش نکنيد.. قربون همه ى شما مهربونا..
- ۴۹۰
- ۰۵ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط