{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب غزلی نوشتم به رنگ لبهات

دیشب غزلی نوشتم به رنگ لبهات
شاید که شود همدم تاریکی شبهات
تا که قلمم بر عطش لبهای تو رسید
آرام فراقت را با نوحه بگریست
با مویه و زاری غزلم ختم نمودم
لعنت به شبی که در بزم لب تو نبودم....

❤❤❤❤❤❤
اا
دیدگاه ها (۳)

!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

❤❤❤❤❤

قدر لحظه ها را بدان زمانی میرسد که تو دیگر قادر نیستی بگویی ...

برف نگرانم نمی‌کندحصار یخ رنجم نمی‌دهدزیرا پایداری می‌کنمگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط