{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم نمی رسد به بلندای چیدنت

دستم نمی رسد به بلندای چیدنت
باید بسنده کرد به رویای دیدنت

یوسف ترین عزیز جهان هم که باشی ام
در سینه آتشی است به داغ خریدنت

من جلد بام خانه ی خود مانده ام و تو
هفت آسمان کم است برای پریدنت

ترسم رها کنم نفسم را و ناگهان
پیراهنی نباشد و شوق دریدنت

در دامن دلم چو ترنجی نشسته ای
شیرین ترین توهم دستم بریدنت

رویای کال سیبی و هرچند در خیال
یک عمر، منتظر به امید رسیدنت

بالاتر از نگاه منی! آه! ماه من!
دستم نمی رسد به بلندای چیدنت
دیدگاه ها (۳)

تو هم شبیه خودم ، در دلت تَرَک داریوچون شبیه منی ، ارزشِ محک...

ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ...ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻖ...

شب به سحر نمیرسد ،گر نکنم خیال تواین دل بیقرار من ،رشک برد ،...

اصرار نکن...ما شدنِ ما شدنی نیستتردید نکن...این گره ها وا شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط