{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تپش قلب من از شر شر باران خیس است

تپش قلب من از شر شر باران خیس است
کوچه کوچه... همه جا شهر و بیابان خیس است!

وسط دلخوشی نازک و نارنجی فصل،
ناگهان جان زمین مثل زمستان خیس است...

یک نفر گوشه این شهر پر از بی تابیست....
ژاکت کهنه ی این مرد پشیمان خیس است...

نیستی باز و دل از خاطره ها سرشار است...
باز باران شده و خاطره هامان خیس است...

کوچه ها بی تو مرا گم شده میپندارند...
آسمان اشک به چشم است و خیابان خیس است...

نیستی پیش من اما به خیالم هستی...
و دو تا چشم، در آغوش تو پنهان، خیس است...
دیدگاه ها (۴)

کمی آهسته گذر کن بدنم روح که نیستاین ستون فقرات است , خم کوه...

کاش من هم همچو یاران، عشق یاری داشتمخاطری می خواستم یا خواست...

یک لحظه پذیرای تنم باش عزیزمآغوش بر این چشم ترم باش عزیزممن ...

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم توییقاصدک می رقصد و پرشور ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط