{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نانوشتہ هایم

نانوشتہ هایم

بسیارند

مثل

بےقرارےهایـم

من

سڪــوتم را فریـاد ݦےڪشــم

آخراین آشوب درونم

مــرامےڪشد
دیدگاه ها (۱)

مشڪل اینجاست...همیشه آدم های تنوع طلبدست می گذارند روی آدمها...

امیدوارم با فرو ریختنهر برگاز برگ پاییزیبرگی ازاز دفترچه غم...

دستم را بگیر بـے تـــــــــو تمام دنیا ...

🎲 مـــرا 🎲 تــا 🎲 دلــ 🎲 بــود 🎲 دلب...

اما آشوبِ درونش را نه کلمات میتوانست بیان کند و نه فریاد ها ...

و سکوت کردم چنان که فریاد هایم را هیچکس نشنید

بارهاااا در نوشته هایم دوست داشتنت را فریاد زدماما افسوس که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط