وقتی به تو میاندیشم
وقتی به تو میاندیشم
آهویی تشنه
کنار نهر میآید
و وسعت چراگاهان را
به چشم میبینم
هر عصر با تو
دانهای زیتون سبز
تکهای از آبی دریا
مرا مست میکند
به تو که می اندیشم
هر آنجا که دستان تو
لمس شان کرده را گل میکارم
اسبها را آب میدهم
و کوهها را طور دیگری دوست میدارم ...
آهویی تشنه
کنار نهر میآید
و وسعت چراگاهان را
به چشم میبینم
هر عصر با تو
دانهای زیتون سبز
تکهای از آبی دریا
مرا مست میکند
به تو که می اندیشم
هر آنجا که دستان تو
لمس شان کرده را گل میکارم
اسبها را آب میدهم
و کوهها را طور دیگری دوست میدارم ...
- ۵۹۱
- ۱۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط