{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکسکه ام گرفته بود

سکسکه ام گرفته بود . . .
گفتم مرا بترسان . . . !
دستانم را رها کرد . . .
نفسم بند امد . . .
دیدگاه ها (۲)

هر کجا برویمرا خواهی دیدیک شبتمام شهر را دیوانه واربا خیالت ...

‍ 💟 وقتی در زندگی به داشته هایمان فکر می کنیم، خود را خوشبخت...

اینجا زمین استرسم آدم هایش عجیب استاینجا گم که میشوی به جای ...

یا مهدی! دلم تنگ است وهوای تو را می‌کند. و حال که فرصت راز و...

تو فرشته ای بودی که با بال های زیبایش اتفاقی به زندگی من فرو...

یه جا خونده بودم میگفت:پیچش زلفت مرا در بند کرد و بعد از آن ...

نیلوفر مندر کودکی اولین نفریکه دستانم را گرفت و مرا آرام کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط