{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روز گذشت

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆
چند روز گذشت
الیس روی مبل با لـانا تنها بود
لـانا خودش رو از روی مبل انداخت
لوکا! این بدبخت منو زد( عشوه )𝑳𝟏 :
الیس تعجب کرد
پسری دوان به داخل اومد
چی شد خواهر گلم ؟ 𝑳𝟐 :
الیس در همین هین داشت به سمت بالا میرفت
عصبی شده بود چون حق با اون نبود
لوکا الیس رو از پله پایین کشید
الیس سرش با پله بر خوردی داشت و خونی از پله ریخت
در همین هین کلید توی در چرخید
جونگکوک و تهیونگ خوشحال با خوراکی های برای الیس
با اون صحنه شک شدن
+کدومتون؟ این...( لکنت )
&ا... لیس؟
بله خلـاصه الیس به بیمارستان رفت و سرش پانسمان شد
در حال زدن به سرم اروم چشماش رو باز کرد
با دیدن سوزن سرم جیغ زد
_نه.... سرم نه( جیغ )
جونگکوک جلو اومد
الیس رو بین دو تا دستای سردش گرفت
+پرنسس یه لحظه تحمل میکنی؟
_من.... میترسم... نمیخوام... اصلـا من خوبم
+پرنسس کوچولو... باید خوب بشیا!
دیدگاه ها (۰)

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس با بغض توی چشماش رضایت داد _اخ....( اروم )+هیس ....

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس با حرفای جونگکوک به ترس افتاد _نمیخوام برو نمیشه...

سلـاام من بآنـــو هستم بچه ها... امروز ۰۵٫۲٫۱۶تولدمه امیدوار...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس بعد چند روز به خونه برگشت+الیس... ببین اون شب......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط