#سِنآریوعـ💕 💢
#سِنآریوعـ💕 💢
ی روز تصمیم میگیرید برید بازار:P
شبه قبل؛..
تو:گایز چطورهـ فردا بریم بازار؟خیلی وقته نرفتیم😴
سوهو:اوه اوه ن تروخدا اگه بریم باید از ۱۲کارت ۷تاش خالیه خالی شه تا دله شما خنک شه!ن اقا ن نمیخواد
سهون:ریوون تو دختری دلت بازار میخواد ما تنها چیزی ک خیلی ضروری باشه و بخوایم همین ی چن تا مواد خوراکیو شویندس:/(کنفت نکنی نمیگن لالی-.-)
بک:چرا چرا بریم بریم*-*م دلم خرت پرت میخود*-*~
چانی:اره عاقا بریم! ری راس میگه خ وقته نرفتیم😧 اگرم سوهو پول کم اوورد خودم بتون میدم😎
شیومین:منم خوراااکی موخوااام😴 😆 😛
کای:اره بریم ی حالو هوایی عوض کنیم😃
تو:دی او،چن،نظر شما چیه؟: P
دی او و چن هم میگن ک تابع نظر جمعن🙅
تو:خب دیگه،سوهویا،سهونا،حرفی نیست😎
چان:حالا ساعت چند بریم؟
سهون:من صب حال ندارم بیاما
-خب باشه...پس فردا ساعت۱۱بریم،خوبه؟
اکسو:خوبه
فردا/ساعت۱۰:۴۵/:چانبک با بشقابو قابلمه و مایتابِعو خلاصه همه چی الودگی صوتی ایجاد میکنن تا بیدار شن همه:″|
سوهو:یااااااااااااا چتونهههه شما دوتا بچههههه؟؟؟؟یکم از کای و سهون یاد بگیرید مکنن ولی ایقد بچه خوبو ساکتو ارومین😴
چانبک:ب ما چ خودتون گفتید فردا ساعت۱۱بریم الان یه ربع ب یازده ه پاااااشیدددددددددد
همه بلند میشن و میرن سره کارای عادیشون مثلا مسواک بزنن،چیزی بخورن،گوشی چک کنن(:″|)و ازین چیزا
بجز ت-_-
بک:باز این دختره کجا مونده؟چقد میخوابه این عاخه:/؟بزا برم بیدارش کنم
چان:شاید لباسش مناسب نباشه پاپیه معن😈 😹
بک: 😒
اروم دره اتاقو باز میکنه و چون دوباره میبینه همون لباسای عادی تنتن با آلات موسیقیه ناهنجار میپره تو اتاق و با دادو هوارو سرو صداعو بپر بپر میخواد بیدارت کنه(*-*جون تو فق بیدار کن😹 💢 )
با موهای سیخ سیخی میپری و میگی چیه چی شده؟من کجام؟شما کیین؟اینجا کجاس؟
چانیول که با موبایلش دم در داره فیلم میگیره میگه:ایندفعه نمیخوای کسیو شتت کنی؟😂
تو: 😒 😒 😒 💢
بکهیون:خیلی خب خیلی خب،بسه دیگه😐 پاشو پاشو ریوونا پاشو میخوایم بریم بازار مگه خودت نگفتی؟اونوخ تا الان میخوابی؟:/
تو(با خمیازه):آااا...خو ببخشبد من تا ساعتِ..آاااا...۳:۳۰بیدار بودم😴 😴
چانبک:سههههه عوووو نیمممم؟؟؟؟چخبرههههه؟؟؟؟
-دیگه خوابم نمیبرد😐 💔
+اوکی:| ✌ 💕
-اوم...میشه برید بیرون تا اماده شم؟:| 💕
+عاو-_-اره اره-_-....
وقتی رفتن موهاتو مرتب میکنی،گوشیتو از شارژ میکشی،مسواکتو برمیداری و میزنی بیرون
دی او(درحال درست کردن یه صبحونه سره پایی)یه نگاه مخصوص بت میندازه و میگه:صبح بخیر خانوم خانوماا!ایده بازار میدی بعد خودت میخوابی؟!
-خو چیه حالا یبار خوابم برد:″\
+دیروزم خوابت برد،نمیدونم چان چطو بیدارت کرد ولی اگه نبود تا عصر خواب میموندی:/
چانی:یاااا بسه دیگه بابا ازی بکشید بیروننن!!!(عر😹 )
سهون:ریو تو همیشه با لباسایی که تو طول روز میپوشی میخوابی؟:/
-اوممم😴
+واقعا؟چطور تحمل میکنی؟:|
-عادت کردم😴 کی حال داره لباس عوض کنه:|
+😐
-پوکر نشو برادر پوکر نشو😸 💢
خب دیگه بستونه:′| 💕
بقیش باشه برای بعد:| 💕 💕 💢
حمآآآآااااایت کنید-_- 😴 💕
ی روز تصمیم میگیرید برید بازار:P
شبه قبل؛..
تو:گایز چطورهـ فردا بریم بازار؟خیلی وقته نرفتیم😴
سوهو:اوه اوه ن تروخدا اگه بریم باید از ۱۲کارت ۷تاش خالیه خالی شه تا دله شما خنک شه!ن اقا ن نمیخواد
سهون:ریوون تو دختری دلت بازار میخواد ما تنها چیزی ک خیلی ضروری باشه و بخوایم همین ی چن تا مواد خوراکیو شویندس:/(کنفت نکنی نمیگن لالی-.-)
بک:چرا چرا بریم بریم*-*م دلم خرت پرت میخود*-*~
چانی:اره عاقا بریم! ری راس میگه خ وقته نرفتیم😧 اگرم سوهو پول کم اوورد خودم بتون میدم😎
شیومین:منم خوراااکی موخوااام😴 😆 😛
کای:اره بریم ی حالو هوایی عوض کنیم😃
تو:دی او،چن،نظر شما چیه؟: P
دی او و چن هم میگن ک تابع نظر جمعن🙅
تو:خب دیگه،سوهویا،سهونا،حرفی نیست😎
چان:حالا ساعت چند بریم؟
سهون:من صب حال ندارم بیاما
-خب باشه...پس فردا ساعت۱۱بریم،خوبه؟
اکسو:خوبه
فردا/ساعت۱۰:۴۵/:چانبک با بشقابو قابلمه و مایتابِعو خلاصه همه چی الودگی صوتی ایجاد میکنن تا بیدار شن همه:″|
سوهو:یااااااااااااا چتونهههه شما دوتا بچههههه؟؟؟؟یکم از کای و سهون یاد بگیرید مکنن ولی ایقد بچه خوبو ساکتو ارومین😴
چانبک:ب ما چ خودتون گفتید فردا ساعت۱۱بریم الان یه ربع ب یازده ه پاااااشیدددددددددد
همه بلند میشن و میرن سره کارای عادیشون مثلا مسواک بزنن،چیزی بخورن،گوشی چک کنن(:″|)و ازین چیزا
بجز ت-_-
بک:باز این دختره کجا مونده؟چقد میخوابه این عاخه:/؟بزا برم بیدارش کنم
چان:شاید لباسش مناسب نباشه پاپیه معن😈 😹
بک: 😒
اروم دره اتاقو باز میکنه و چون دوباره میبینه همون لباسای عادی تنتن با آلات موسیقیه ناهنجار میپره تو اتاق و با دادو هوارو سرو صداعو بپر بپر میخواد بیدارت کنه(*-*جون تو فق بیدار کن😹 💢 )
با موهای سیخ سیخی میپری و میگی چیه چی شده؟من کجام؟شما کیین؟اینجا کجاس؟
چانیول که با موبایلش دم در داره فیلم میگیره میگه:ایندفعه نمیخوای کسیو شتت کنی؟😂
تو: 😒 😒 😒 💢
بکهیون:خیلی خب خیلی خب،بسه دیگه😐 پاشو پاشو ریوونا پاشو میخوایم بریم بازار مگه خودت نگفتی؟اونوخ تا الان میخوابی؟:/
تو(با خمیازه):آااا...خو ببخشبد من تا ساعتِ..آاااا...۳:۳۰بیدار بودم😴 😴
چانبک:سههههه عوووو نیمممم؟؟؟؟چخبرههههه؟؟؟؟
-دیگه خوابم نمیبرد😐 💔
+اوکی:| ✌ 💕
-اوم...میشه برید بیرون تا اماده شم؟:| 💕
+عاو-_-اره اره-_-....
وقتی رفتن موهاتو مرتب میکنی،گوشیتو از شارژ میکشی،مسواکتو برمیداری و میزنی بیرون
دی او(درحال درست کردن یه صبحونه سره پایی)یه نگاه مخصوص بت میندازه و میگه:صبح بخیر خانوم خانوماا!ایده بازار میدی بعد خودت میخوابی؟!
-خو چیه حالا یبار خوابم برد:″\
+دیروزم خوابت برد،نمیدونم چان چطو بیدارت کرد ولی اگه نبود تا عصر خواب میموندی:/
چانی:یاااا بسه دیگه بابا ازی بکشید بیروننن!!!(عر😹 )
سهون:ریو تو همیشه با لباسایی که تو طول روز میپوشی میخوابی؟:/
-اوممم😴
+واقعا؟چطور تحمل میکنی؟:|
-عادت کردم😴 کی حال داره لباس عوض کنه:|
+😐
-پوکر نشو برادر پوکر نشو😸 💢
خب دیگه بستونه:′| 💕
بقیش باشه برای بعد:| 💕 💕 💢
حمآآآآااااایت کنید-_- 😴 💕
- ۱۲.۸k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط