{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جارو نکن عزیز من این خانه را به زور

جارو نکن عزیز من این خانه را به زور
بر دامن ات نگیر دو دردانه را به زور

پژمرده ای و از همه ی اسمهای تو
یادآور است روی تو ریحانه را به زور

مردی که کنده بود در قلعه را ز جا
وا می کند پس از تو در خانه را به زور

ساقی پر است جام نفس بعد فاطمه
دیگر نزن تعارف پیمانه را به زور




حسین زحمتکش
دیدگاه ها (۸)

چگونه در خیابان‌های تهران زنده می‌مانم؟مرا در خانه قلبی هست....

یک شبِ مهتابمردمانِ زیادی ساز‌هایشان را بر می‌دارندزیباترین ...

هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منیباز در چشم‌ رس دیده‌ی پر سوی...

پشت رُل، ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیمداشتم یک عصر برمیگشتم...

جارو نکن عزیز من این خانه را به زوربر دامن ات نگیر دو دردانه...

جارو نکن عزیز من این خانه را به زوربر دامنت نگیر دو دردانه ر...

جارو نکن عزیز من این خانه را به زوربر دامنت نگیر دو دردانه ر...

مردی که

❄❄یا فاطمه❄❄مردی که کنده بود،درِ قلعه زِ جا...وا می کند پس ا...

مردی که کنده بوددرِ قلعه را ز جاوا میکند پس از تودرِ خانه را...

مردی که کنده بود در قلعه را ز جاوا می کند پس از تو در خانه ر...

- مردی که کنده بود در قلعه را ز جا وا میکند پس از تو در خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط