{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهزادهم

شاهزادهم
ویوات
روز کنسرت
اهنگ رو رفتیم که آخر کنسرت یهو تهیونگ گفت
تهیونگ: بچه ها میخواهم یه چیزی بگم
رامی ها همه جیغ زدن
تهیونگ: خب من میخواهم بگم که یه کس رو دوست دارم میخواهیم از خواستگاری کنم
همه رامی: بگو بگو بگو کیم تهیونگ ( خیغ)
تهیونگ وامد سمت من جلو زانو زد از جیبش یه چیزی دراور
تهیونگ: ات بامن ازدواج میکنی
ات: بله( گریه خوشحالی)
تهیونگ رفت سمت بلندش کرد توی هوای می چرخودن ات خندید
ارمی ها: بوسید ، بوسید ( جیغ)
تهیونگ رفت جلو صورت ات رو گرقت بوسید
ویو جین
بعد شوگا عکس گرفت منم رفت بیدارشون کنم
جبن: بچه ها بیدارشید
ات: بله ( خوابالو کیوت)
تهیونگ: چیه( خوابالو)
جین: بیدار شید بیاد صبحانه
تهیونگ ات: باش الان میام
منم رفتم بیرون رفتم به سمت اتاق کوک دیدم کوک چقدر شیبه خرگوش هاست خیلی کیوت خوابده از عکس گرفتم وبعد چند دقیقه بهش زل زدم
جین: کوک بیدار شو بیا صبحانه
جین رفتم لباشو ، گردن کوک رو بوسید که کوک بیدارشد کمر جین رو گرفت انداخت روی تخت ادامه دادن
کوک: اههه الان بیام پایین برم حمام بیام (نفس نفس حال بوسیدن)
حین: بسته باش برو بیا( کیوت)
کوک یه مک دیگه به گردنو لب حین زد رفت
ویو کوک
خواب بودم که حین منو بیدار کردم گفتم ابزار یه کم اذیتش کنم دوبارع خوابیدم که وامد گردنمو لبو بوسید من کنترل خودمو از دست دادم کمرش رو گرفت انداختش روی تخت بوسید ادامه دادم دیگه هیچی نفسی برامون نبود جدا شدم گفته ها بالا☝️
رفتم حمام وامدم لباسم هاموم پوشیدم رفتم صبحانه خوردم رفتم به جین پیشنهتاده دادم
کوک: جین بیام برم بیرون
جین: باش الان بیام
کوک: باش بیا من برم ماشین رو بیارم
جین: باش بیرو
ویو جین
کوک رفت منم رفتم لباس پوشیدم رفت پایین در رو باز کردم کوک توی ماشین بود در رو باز کردم نشستم
جین: کجا برم
کوک: برم کافه
جبن: باش
بعد چند دقیقه رسیدن پیاده شدن به سمت کافه رفتن
کوک: چی میخوری
جین: من کیک و قهوه
کوک: باش منم شیرموز گاسون
گارسون: بله
کوک: یه کیکو و قهوه برای منم به شیرموز
گارسون: باش چشم
کوک: مرسی ، خب جین راستش میخوام یه چیز بگم
حین: چی
کوک: خب من من عاشقت شدم
جین درشک بودم وخودش رو جمع جور کرد
جین: راستش منم عاشقت شدم ولی فکرکردم حسم دوطرف نیست ولی الان هست
کوک: واقعا( کیوت)
جین: اره کیوت
کوک: عه من کیوت نیستم( اخم کیوت)
حین: هستی
کوک: نیستم
جین: هستی
کوک: نیستم
حین: هستی
کوک: هستم
جین: الان گفتی هستی خب که هستی پس قبول کن بیام برم لایو برگیرم
کوک: باش
بعد گارسون سفارش هارو واردر ه خوریم به سمت خونه هدایت کردیم رسیدیم پیاده شدیم جین به بچه ها گفت
جین: بچه ها بیاد لایو بگیریم
اعضا:باش
کوک: بیاد
ویو کوک
وسط لایو بودیم که گوشی جین زنگ خورد جواب داد
حین: الو کیه
قاتل: الو منم
جین: منم کیه
قاتل: من یه قاتلم
جین: قبافم بنظرت چطوره
قاتل: بله
جین: میگم قیافم‌ بنظرت چطوره
قاتل: جذابهی خوشگلی
جین: 😂😂 میدونستم قاتل خوش سلیقه ی ها
قاتل: ای بابا خجالتم نده
چند ساعت بعد
جین: الان کجایی
قاتل: الان میخواهم برم چند نفر دیگه رو بکشم
جین: اگر کشتی بیا خونه ی ما شام
قاتل: واقعا
جین: اره بابا بیا‌ با بچه ها آشنا شو
قاتل: باش میام فعلا خدا حافظ
جبن: خدا حافظ
دیدگاه ها (۰)

پارت چهاردهمویو جینکوک منو بیدار کرد با بچه ها رفتم بیرون کل...

پارت سیزدازهم ویو جین بعد تمرین رفیتم خونه یه دوش ۱۰ میلی گر...

پارت دوازدهمویو جیناز خواب بیدار شدم رفتم یه دوش ۲۰ میلی گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط