{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتهبودم که زود آرام میشوم زود روی زخمهام دلمه میب

‌گفته‌بودم که! زود آرام می‌شوم، زود روی زخم‌هام دلمه می‌بندد و زود فراموش می‌کنم.
یک‌هو می‌بینی پس از بحرانی سخت،
پس از اندوهی عمیق یا بعد از رفتنِ
آدم‌هایی که بودن‌شان را واقعاً می‌
خواسته‌ام و بعد از اشک‌های زیادی که ریخته‌ام، دلخوشیِ کوچکی برای خودم
دست و پا کرده‌ام گوشه‌ای و دارم بی‌حواس‌تر از همیشه و بلند بلندمی‌خندم.
من اشک‌هایم هنوز خشک نشده، روزنه‌ای برای لبخند می‌یابم و هنوز پاییزِ درونم نرسیده، بهار می‌شوم.
من همینم، مصمم در سبز زیستن و لجوج و خودمختار در آدمِ بهتری بودن و آدمِ بهتری شدن.
اصلاً چه معنی دارد آدم تسلیم جبر و تحمیلِ روزگار باشد؟!
○..............................○
#زانی_طوری
دیدگاه ها (۲۵)

یه روز صبح از خواب بلند میشی ومتوجه میشی هیچ حسی به گذشته وآ...

✍.یه جا هست که هوشنگ ابتهاج میگه :خوشا به بخت بلندم که در کن...

هیچوقت آرامشمو برای رقابت با کسی بهم نریختمچون هرگز خودمو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط