{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبان "

آبان "
اسم کوچکم بود 
و پاییز ... 
مادری که نافم را از چنارهای زرد برید، 
هر بار که برگی از شاخه افتاد
گنجشکها دورتر شدند 
و من باورم شد که اتفاق ... 
از کوچ پرستویی تنها، سیاه تر است،
کمی بلند پروازی شاید 
" خش خش " ... 
صدای من است، 
و تو عابری شاد ... 
که جانم را تا استخوان نوازش می دهی

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۱)

حال و احوال یکم آبان فروردینامروز تو نوشتن و حرف زدن عالی هس...

همه چی تازه اش خوبه!!!!به جزتازه به دوران رسیدگی!!!!!

اگه از زنـدگـیـت بـدجـور سیری😉 بـایـد یک بـازی تـازه بـگـی...

فریادکه ازعمرجهان هرنفسی رفتدیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط