{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

..love or lust.. Part 1

♠︎☆عشق یا هوس★♤ [Part¹]

(ویو میسو)
چند روزه پشت سره هم داره بارون میاد،..
حتی آسمون هم بخاطرم دلش گرفته....واقعا نمی دونم چجوری به زندگیم ادامه بدم..،
اینقدر با سردرگمی دور خودم چرخیدم که کم مونده بود بامخ بیام زمین..اونم با کوله باری از مشکلات..و غم هام.‌.و زخم هام و درد هام.
.
هرموقع میخوام خودمو از این زندگی نحسم دور کنم ..ولی باز شکست میخورم .
و هرچی تلاش کردم زخم هایی که بهم زدنو از یاد ببرم ، ولی باز دوباره تو وجودم شروع به خون ریزی میکردن،..از خودمو دیگران تنفر دارم..من...دیگه خود واقعی مو گم کردم .. وپیداکردنش برام هردفعه سخت ترو سخت تر میشه.
من بچگیمو..جوونیمو پایه این خانوادا گذاشتم...
همه بلاهایی که سرم اومد همش زیر سر اون مرتیکست!(باباشو میگه)...اخه کسی نیست بگه..زنتو زجر دادی کافی نبود!...باغمار کردنت دقش دادی کافی نبود!..حالا به کجا رسیدی؟!
الان هم نوبت منه!!!(حرص)
اینقدر غمار کرد که بلاخره مادرمو سکته داد...
وقتی ده یازده سالم بود یتیم شدم..،این مرتیکه هم بعد هربار باخت غمارش می رفت مست برمیگشت خونه وبا کمربند به جونم میوفتاد...
اون موقع ها خیلی سنم کم بود..و کسی روهم نداشتم بغلم کنه تا گریه نکنم...،
منم تو اتاق کوچیک تاریک خونمون میشستمو انقدر گریه می کردم که بلاخره خوابم میبرد.
.
هرموقع هم بهش چیزی میگفتم..بهم با پرخاش می گفت که پدرمه و حق همه این کار ها رو داره ولی‌‌...نه! اون هیچ حق پدری درقبال من نداشت!...
اون برام پدری نکرده بود، تاحالا اون همیشه باعث رنجو سختی خانوادش بوده...
اون اول مادرمو دق داد وبعد باعث شد من از بچگیم مبطلا به افسردگی خفیف بشم..
آخه یه بچه نصفه چجوری میتونه از پس خودش بربیاد!.،..یه بچه بی مادر چجوری میتونست این شرایط رو درک کنه!؟..
اما!..من درکش کردم..من بعد از مرگ مادرم دیگه گلیمم رو کامل از آب کشیده بودم بیرون.
اون موقع کار پاروفت داشتم با اینکه صاحب کارم قبول نمی کرد یه دختر بچه مغازشو بگردونه.. اما بعد از کلی التماس کردنم قبول کرد ولی..یه شرطی گذاشت...
شرطش این بود که بدون خواستن دست مزد زیاد پیشش کار کنم.
.
چند هفته تو مغازش کار کردم ..تا وقتی که قرار بود دست مزد این چند هفتم رو بهم بده.
وقتی زمانش رسید..صاحب کارم به اون یکی فروشندش که یک دختر جوون بود دست مزد کاملو داد اما وقتی نوبت به من رسید..صاحب کارم نصف دست مزدمو بهم داد،..با اون دست مزد حتی بهم رامیون اماده هم نمی دادن ولی
حداقل میشد باهاش خوراکی ناچیزی خرید.
منم بدون هیچ ناراحت شدنی بلکه با ذوق پولمو به صاحب کارم دادم و به جاش از مغازش یه خوراکی کوچیک و خوشمزه گرفتمو اونو با کلی ذوقو هیجان خوردم...
《ادامه دارد》
میدونم خیلی بد شد 🤧
دیدگاه ها (۱۰)

..love or lust.. Part 2

..love or lust.. Part 3

منتظر دو پارت فیک عشق یا هوس باشید:))))🎀...شت یادم رفت اسم ر...

می خوام فیک عشق یا هوس رو شروع کنم......ممنون از حمایت هاتون...

فصل ۲ (P. 2)

مال من یکی ناجور بود خودم اینجوری بودم که وادا

میدونی راستش من نمی تونم احساساتم رو به بقیه نشون بدم همه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط