موضوع: الکی بهشون بگیم ی چیزی روی پیشونیته و چون قدش ازمو
موضوع: الکی بهشون بگیم ی چیزی روی پیشونیته و چون قدش ازمون بلند تره خم میشه ولی چون الکی گفته بودیم تا خم بشه پیشونیش رو میبوسیم
ایساگی: تعجب کرد ولی بعدش خندید و اونم پیشونیت رو بوسید.
باچیرا: اول یکم شوکه شد ولی بعدش با شیطونی گفت:«شیطون کوچولو...»
رئو: لبخند زد و گفت:«خیلی شیطونی»
ناگی: اروم بغلت کرد ولی چیزی نگفت.
رین: اولش واکنش خواهی نشون نداد ولی بعدش گفت:«عجب...پس نقشه کشیده بودی منو اذیت کنی؟»
سائه: اول نگاهش رو دزدید و بعد دوباره بهت نگاه کرد و گفت:«واقعا این چند روزه خیلی اذیت میکین میدونستی؟» تو هم خندیدی و گفتی:«کاملا!»
شیدو: با نیشخند گفت:«فکر کنم رفتارم روت تاثیر گذاشته شیطون خانم!»
کایزر: برای طلافی کلی قلقلکت داد...
ایساگی: تعجب کرد ولی بعدش خندید و اونم پیشونیت رو بوسید.
باچیرا: اول یکم شوکه شد ولی بعدش با شیطونی گفت:«شیطون کوچولو...»
رئو: لبخند زد و گفت:«خیلی شیطونی»
ناگی: اروم بغلت کرد ولی چیزی نگفت.
رین: اولش واکنش خواهی نشون نداد ولی بعدش گفت:«عجب...پس نقشه کشیده بودی منو اذیت کنی؟»
سائه: اول نگاهش رو دزدید و بعد دوباره بهت نگاه کرد و گفت:«واقعا این چند روزه خیلی اذیت میکین میدونستی؟» تو هم خندیدی و گفتی:«کاملا!»
شیدو: با نیشخند گفت:«فکر کنم رفتارم روت تاثیر گذاشته شیطون خانم!»
کایزر: برای طلافی کلی قلقلکت داد...
- ۷۹۷
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط