{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. دیروز رفته بودم امامزاده داود.

. دیروز رفته بودم امامزاده داود.
تو مسیر یک پیرمرده پیاده میرفت سوار ماشینش کردم، برگشت گفت دست شما درد نکنه ما قدیما این مسیر رو با خر میرفتیم،
الان داریم با شما میریم...
نفهمیدم تشکر کرد!!؟؟؟
خاطره بود؟؟!!!
یا قصد تخریب مارو داشت؟؟
دیدگاه ها (۳)

شیش چیز در دنیا هیچوقت تموم نمیشه .....1- حریم سلطان2- خیانت...

خواهر کوچکم از من پرسید:پنج وارونه چه معنا دارد ...؟من به تن...

،شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن...

ا ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :-ﺳﻼﻡ- ﺳﻼﻡ- ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ- ﻗﺮﺑ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط