پرده سوم و چهارم از کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته طن
پرده سوم و چهارم از کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته طنز پرداز خلاق کشور استاد رضا احسان پور
پرده سوم: تو خوبتر از آنی که مرا تنها بگذاری
۱۰۲
خدایا!
مرا به خاطر
همهی مورچههایی که کشتهام
ببخش
۱۰۶
خدایا!
ممنونم که فقط یکی هستی
چینیها عمراً بتوانند تقلبیات را بسازند
۱۰۸
خدایا!
مرا ببخش که بعضی وقتها با تو
شبیه کت و شلوار پلوخوری رفتار کردهام!
یعنی فقط زمانی سراغت آمدهام که
احتیاجت داشتهام
۱۱۱
خدایا!
من از اختیارهایم میترسم
فردا، پسفردا، خودت به خاطر همهی آنها
یقهام را میگیری
۱۱۶
خدایا!
من اگر بسوزم
بوی گند میدهم!
خود دانی، میخواهی بیندازی جهنم، بینداز!
۱۱۹
خدایا!
گوشهایم دراز شده است
کی وقت داری بیایم برایم کوتاهش کنی؟
۱۲۲
خدایا!
حیف نیست
بهشت به این قشنگی ساختهای،
آن وقت به همه نشانش ندهی؟
۱۲۷
خدایا!
کاش بیمارستانها
بخش کودکان سرطانی نداشت
۱۳۲
خدایا!
شش روز طول کشید
تا دنیای ما را بسازی
آن وقت ما در یک چشم بهم زدن
آن را خراب میکنیم!
ببخشید!
۱۳۷
خدایا!
من فقط یک «مسکن مهر» سراغ دارم
آنهم خانهی تو است
۱۳۸
خدایا!
آسایش دو گیتی
تفسیر این سه حرف است:
۱- خدا ۲- را ۳- شکر
۱۴۳
خدایا!
تو خوبتر از آن هستی
که مرا تنها بگذاری
۱۴۴
خدایا!
به یک نفر میگویند: «یک دروغ بگو»
میگوید: «خدا نمیبخشد»
۱۴۷
خدایا!
توی «اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیهِ راجعون»
«اِلیهِ راجعون» یعنی پیش خودت؛ درست است؟
پیش خودت که جهنم نمیشود! میشود؟
پرده چهارم: از خودم شرمم میشود
۱۵۶
خدایا!
من مثل آن بتپرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم
۱۵۷
خدایا!
دیوار خانهی مرا در بهشت
کاهگلی بساز
میخواهم هر روز عصر با شلنگ
به دیوار آب بپاشم
و نفس عمیق بکشم
۱۶۲
خدایا!
اشکهایم را با دست پاک میکنم
تا دستانم بوی تو را بگیرد
۱۷۰
خدایا!
خودت به کسی که دوستش دارم بگو
که من دلم نمیخواست خلق بشوم
و فقط و فقط برای اینکه او تنها نباشد
قبول کردم که بیایم دنیا
تا شاید دوستم داشته باشد
۱۷۵
خدایا!
دوستت دارم
حتّی توی جهنّم
۱۸۳
خدایا!
خودت که بهتر میدانی
ما آدمها مثل دانههای انار هستیم
زیاد به ما فشار نیاور!
۱۸۸
خدایا!
کاش یک مُهر «شکستنی است، با احتیاط حمل شود»
روی دلم زده بودی!
۱۹۱
خدایا!
دست ما را بگیر
و ما را از اتوبان زندگی
رد کن!
۱۹۹
خدایا!
آخر زندگی من
یک «ادامه دارد» بنویس!
پرده سوم: تو خوبتر از آنی که مرا تنها بگذاری
۱۰۲
خدایا!
مرا به خاطر
همهی مورچههایی که کشتهام
ببخش
۱۰۶
خدایا!
ممنونم که فقط یکی هستی
چینیها عمراً بتوانند تقلبیات را بسازند
۱۰۸
خدایا!
مرا ببخش که بعضی وقتها با تو
شبیه کت و شلوار پلوخوری رفتار کردهام!
یعنی فقط زمانی سراغت آمدهام که
احتیاجت داشتهام
۱۱۱
خدایا!
من از اختیارهایم میترسم
فردا، پسفردا، خودت به خاطر همهی آنها
یقهام را میگیری
۱۱۶
خدایا!
من اگر بسوزم
بوی گند میدهم!
خود دانی، میخواهی بیندازی جهنم، بینداز!
۱۱۹
خدایا!
گوشهایم دراز شده است
کی وقت داری بیایم برایم کوتاهش کنی؟
۱۲۲
خدایا!
حیف نیست
بهشت به این قشنگی ساختهای،
آن وقت به همه نشانش ندهی؟
۱۲۷
خدایا!
کاش بیمارستانها
بخش کودکان سرطانی نداشت
۱۳۲
خدایا!
شش روز طول کشید
تا دنیای ما را بسازی
آن وقت ما در یک چشم بهم زدن
آن را خراب میکنیم!
ببخشید!
۱۳۷
خدایا!
من فقط یک «مسکن مهر» سراغ دارم
آنهم خانهی تو است
۱۳۸
خدایا!
آسایش دو گیتی
تفسیر این سه حرف است:
۱- خدا ۲- را ۳- شکر
۱۴۳
خدایا!
تو خوبتر از آن هستی
که مرا تنها بگذاری
۱۴۴
خدایا!
به یک نفر میگویند: «یک دروغ بگو»
میگوید: «خدا نمیبخشد»
۱۴۷
خدایا!
توی «اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیهِ راجعون»
«اِلیهِ راجعون» یعنی پیش خودت؛ درست است؟
پیش خودت که جهنم نمیشود! میشود؟
پرده چهارم: از خودم شرمم میشود
۱۵۶
خدایا!
من مثل آن بتپرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم
۱۵۷
خدایا!
دیوار خانهی مرا در بهشت
کاهگلی بساز
میخواهم هر روز عصر با شلنگ
به دیوار آب بپاشم
و نفس عمیق بکشم
۱۶۲
خدایا!
اشکهایم را با دست پاک میکنم
تا دستانم بوی تو را بگیرد
۱۷۰
خدایا!
خودت به کسی که دوستش دارم بگو
که من دلم نمیخواست خلق بشوم
و فقط و فقط برای اینکه او تنها نباشد
قبول کردم که بیایم دنیا
تا شاید دوستم داشته باشد
۱۷۵
خدایا!
دوستت دارم
حتّی توی جهنّم
۱۸۳
خدایا!
خودت که بهتر میدانی
ما آدمها مثل دانههای انار هستیم
زیاد به ما فشار نیاور!
۱۸۸
خدایا!
کاش یک مُهر «شکستنی است، با احتیاط حمل شود»
روی دلم زده بودی!
۱۹۱
خدایا!
دست ما را بگیر
و ما را از اتوبان زندگی
رد کن!
۱۹۹
خدایا!
آخر زندگی من
یک «ادامه دارد» بنویس!
- ۱.۴k
- ۰۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط