{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امانت بودی دست من

امانت بودی دست من
خدا فقط بخاطر دل من، صدای دلم را شنید و زهرا را به من داد تا فاطمه تنها نباشه، اونو به ما داد تا مثلث جمع ما به مربع مساوی تبدیل شود این مدت بود و به جمع من و علی و فاطمه صفا داد
اما فرشته اسمانی من دیگه از دنیا خسته شده بود زمین دیگه جای او نبود باید میرفت، چون ارزش او آسمانی بود زمین گنجایش نداشت
شب نوزدهم ماه رمضان اولین شب احیا (قدر) به مسجد رفت، قرآن به سر کرد، نماز خوند، سحری خورد، با بقیه دعا کرد اما دعای او، درخواست او با همه فرق داشت
از خدا چی خواست خدا داند، که شب 19 تموم نشده غروب 19 رمضان عازم سفر شده و در سحرگاه 19 رمضان و 11 فروردین 1403 بار سفر بست و به آسمان پر کشید
واقعا اون شب قدر از خدا چه خواستی با اون دستهای کوچکت، با اون قرآنی که بر سر گذاشتی، چه درخواستی کردی از خدا؟؟؟؟؟؟
تا 8 خرداد و تولدت چیزی نمونده و هنوز 9 سالت تمام نشده رفتی
منزل نو مبارک، سفر بسلامت گل پرپرم
دیدگاه ها (۰)

❌همون می‌دونیم که اعتیاد باعث نابودی کانون خانواده میشه❌😞😐🚫آ...

"my little carrot"پارت دومبا حرفش جا خوردم جدی داره میگه؟!؟:...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_319+این چه رفتاریه اخه...

POV: monthly rest... بعد از تموم شدن کامبک و کنسرت هاتون، کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط