{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بوسه پشت بوسه جاری شد

هر بوسه پشت بوسه جاری شد
لب ها که با لب ها تلاقی کرد

قدری عمیق و داغ و سوزان بود
دلتنگی هامان را تلافی کرد

این فاصله دشوار بود امّا
حالا که هستی می توان خندید

رنگی به شوقِ این وصـال ما
در لا به لای زندگی پاشید

سقفی بساز از موج موهایم
چتری شَوَد در زیر باران هـا

با اشک من سیراب شو هرشب
با من بمـان در اوجِ طوفان هـا

تو قهرمـانِ قصّه ی من باش
اسب سفیدت را برو زین کن

وقتی به سویم آمدی با عشق
هر لحظه را بی وقفه رنگین کن!
دیدگاه ها (۵)

از دست تو جانا گله دارد دل زارمدلتنگ نگاهت شدم ...

لیلی شعرم ... بیا اینجا هوا دم کرده استهجر چشمانت مرا لبریز ...

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم....از یقین گفتی برایم،پاک بی...

رونویسی کردن از چشمان تو یعنی غزلمی نوشتم مشق چشمان تورا من ...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط