{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کی روا باشد که گردد عاشق غمخوارخوار

کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار،خوار
در دهِ عشق تو اندر کوچه و بازار،زار
در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست،دوست
جز تو در عالم نخواهم ای بت عیّار،یار
از دهانت کار گشته بر من دلتنگ،تنگ
با لب لعل تو دارد این دل افکار،کار
هر چه می‌خواهی بکن با من تو ای طنّاز،ناز...!
گر دهی یک بوسه‌ام زان لعل شکربار،بار...
ساقیا! زان آتشین می ساغری لبریز،ریز
تا به مستی بر زنم در رشتهٔ زنّار،نار
مطربا! بزم سماع است و بزن بر چنگ،چنگ
چشم خواب آلودگان را از طرب بیدار،دار
ای "صبوحی" شعر تو آرَد به هر مدهوش،هوش
خاصه مدهوشی که گوید دارم از اشعار،عار

شاطر عباس صبوحی

دیدگاه ها (۱)

بخونید قشنگه ...گرگی که استخوانی در گلویش گیر کرده بود به دن...

ﻟﻘﻤﺎﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼﺍﺯﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﺧ...

مورد داشتیم دختره یک ساعت نشسته عکسشو کنار لامبورگینی فتو شا...

پسره ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮه ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺖ، ﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺕ ﻓﺮﻭﺷ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط