{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زندان کوچک تو

در زندان کوچک تو
سردی دیوارها
به چشمانت
رنگ آسمانی می بخشد

دیری است که عشقی از تو
در من نمانده
در زندان کوچک تو
ما شبیه پروانه ها هستیم
و برای گریز از یکدیگر
به شیشه های پنجره کوبیده می شویم

من برای نجات خویش
گلهای اتاقت را
آب می دهم
عطر آن ها
سردی لب های تو را دارد

واچاگان پاپویان
دیدگاه ها (۴)

عشق را بی خیالدوست دارملابه لای موهای بلوندتبمیرمریچارد برات...

ایکاش این لباس انتخابشه برای کاروان. اعزامی به المپیک

مـــی توانی به کسی بگویی از دوست داشتن یک نفــر خودداری کند ...

تقصیر تو نیستهرچه هست زیر سر پاییز استکه به نسیمی عقل را می ...

‌‌چقدر حیف خدای من که نمیتوانم در آغوشت بگیرمنمیتوانم در چشم...

“Love’s light in vengeance’s dark.”⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...Introdu...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط