{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روایتی از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه

♦️‌ روایتی از حادثه ایذه از قول یکی از شاهدین در صحنه:

🔹‌ ماشینه میاد پیش مامورا بهش میگن نرو‌ اون سمت شلوغیه. میگه خونه‌ام اونجاست و میره. اینها که دیده بودن ماشینه با مامورها صحبت کرده میگن حتما از اونها است. رگبار رو می بندن به ماشین..
دیدگاه ها (۰)

لامصب شما میخواین انقلاب کنین واسه ما🗿🇮🇷عموییمیخوای جمهوری ا...

مگه شهید می‌میره!؟•بوقت حاج قاسم🥺🤍🌱•________________________...

چـادرۍ‌مـــاندن، عــــشــــ๓ـق‌مــے‌خواهد ࣫͝ . . 💕✨#ریحانه ...

+چون‌مقتول‌زن‌هست‌و‌قاتل‌مرد، باید نصف‌دیه‌رو‌بپردازید‌تا‌‌ق...

مافیای عاشق پارت ۵

P23🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

Name : Lost heartPart : ①②-معذرت خواهیت قبوله "دستشو میزاره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط