{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل ما مثل روباه است و پیرزن

مثل ما مثل روباه است و پیرزن
روباهی شبانه به مرغدانی پیرزنی زد پیرزن خبردارشدواز پشت دم روباه را گرفت روباه هرچه داد زد و گفت پیرزن مرغ نبردم ولم کن پیرزن اعتنایی نکرد روباه از ترس جان زوری زد ودمش کنده شد وپابه فرار گذاشت تا اینکه خوب دور شد و برگشت رو به پیرزن گفت من با آین دم کنده میرم ولی تو این شهر را آباد نمی کنی......حالا مسئولین محترم ما.......................‌..‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

تکون بده

بیا که بریم ازاین ولایت من وتوتو دست مرا بگیر من دامن توجایی...

بیاد دوران قدیم آخ سی ایران باستان

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.63⭐(از زبون نو...

جادویی عشق part 31 دور از تکنولوژي.. پر از زندگي، پر از سخت...

سایه های کلاغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط