{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

;-) ;-) ;-) ;-)

;-) ;-) ;-) ;-)

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود
مشکل تو وفای من ، مشکل من جفای تو

کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو
من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو

جان من و جهان من ، روی سپید تو شدست
عاقبتم چنین شود ، مرگ من و بقای تو

از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو ، تا که شوم فنای تو

دست ز تو نمی کشم ، تا که وصال من دهی
هر چه کنی به خود کنی .راضی ام از رضای تو

مولوی
دیدگاه ها (۱۰)

عاقبت دستم به دامانت رسید روح من خود را در آغوش تو دید عاقب...

که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنب...

خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رویا،تور...

چه زیبا می رسد بوی بهارت خوشا آندم که می آید بهارت بهارت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط