{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده ام گاهی در تب ، ماه می آید پایین،

دیده ام گاهی در تب ، ماه می آید پایین،
می رسد دست به سقف ملکوت.
دیده ام سهره بهتر می‌خواند.
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را
به من آموخته است.
گاه در بستر بیماری من،
حجم گل چند برابر شده است.
و فزون تر شده است ، قطر نارنج ،
شعاع فانوس...
دیدگاه ها (۰)

...و غم تبسم پوشیده‌ی نگاه گیاه است!و غم اشاره‌ی محوی به رد ...

اهل کاشانم، اماشهر من کاشان نیست!شهر من گم شده است..من با تا...

و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید!و کتابی که در آن پوست ش...

من گره خواهم زد چشمان را با خورشیددل ها را با عشق سایه ها را...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط