{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده ام گاهی در تب ماه می آید پایین

دیده ام گاهی در تب ، ماه می آید پایین،
می رسد دست به سقف ملکوت.
دیده ام سهره بهتر می‌خواند.
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را
به من آموخته است.
گاه در بستر بیماری من،
حجم گل چند برابر شده است.
و فزون تر شده است ، قطر نارنج ،
شعاع فانوس...
دیدگاه ها (۰)

...و غم تبسم پوشیده‌ی نگاه گیاه است!و غم اشاره‌ی محوی به رد ...

اهل کاشانم، اماشهر من کاشان نیست!شهر من گم شده است..من با تا...

و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید!و کتابی که در آن پوست ش...

من گره خواهم زد چشمان را با خورشیددل ها را با عشق سایه ها را...

تک پارتی ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط