{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حــکایت رفـاقتاے امروزے

حــکایت رفـاقتاے امروزے
مــا شــده حـکایت قـلیان
تــا وقتے ڪہ
طــعم داشتہ باشــے
بـاهات مـیمونن
از طعــم بیوفـتے میگــن:
سـوخت بریــم...😔 ☝ ️
دیدگاه ها (۱)

بہ سَلامتی کسی کہ اَزَش پُرسیدند:یارت چگونہ بود :💔 😔 گُفتــ ...

کاش "قلبم" درد "تنهایی" نداشت "چهره ام" هرگز"پریشانی" نداشتک...

براے دردهایمـ نشانــــــھ میگذارمـ ،😔 💔 تا بدانمـ ڪجا 💔 ...

ڪاش سیڪًارے براےدر آغوش ڪشیدن هم بود…اونوقت هیچڪسدلتنڪًِ هیچ...

ترسناک‌ترین زندان، اتاقی است که درِ آن قفل است، اما دیوارهای...

همیشه تو را از دور نگاه می‌کردم، از پشتِ دیوار.انگار به تماش...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط