{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو قدم مانده به تکرار جدایی رفتم

دو قدم مانده به تکرار جدایی رفتم
تا تو آسوده مرا جا بگذاری رفتم
ماندم و باختم از بازی دیروز ولی
یادم آمد که مرا دوست نداری رفتم
دیدگاه ها (۱)

رفتی و نمانده هیـــچ از تو اثریاز من چه بجا مانده بِجُز چشم ...

بارها و بارهادوست داشتنت را بغل گرفتم و دویدم!کاشکیآدم ها با...

نخ به نخ دود کن افکارم را پک به پک خون مرا کام بگیر من خاکست...

می‌دانم نمی‌دانیچقدر دوستت دارمو چقدر این دوست داشتن همه چیز...

دیروز یکی از دوستامون آمد بهم گفت دیروز دوست پسرم منو برده ب...

#داستان_آموزنده بزرگي گويد: مرا همسايه اي بود گناهكار و فاسق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط