سوت مر فرم را شست
.
سڪــوت ڪمر فڪرم را شڪست
خسته ام
از تظاهر به
خـــــندیدن
به بودن
به صبر
به
ایــــستادگی
ڪاش میشد به عزراییل رشوه داد
که زودتر به سراغمان بیاید
اینــجا
در این سرزمین خاڪی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند
و فقط ترجمه ام می ڪنند
آن هم به زبان خودشان
خـــــسته ام
از بس که در تنهایی
با خودم حرف زدم وغم
خودم را خودم خوردم
هیچوقت
هیچڪس نفهمید
که در دلم چه غوغاییست
سڪــوت ڪمر فڪرم را شڪست
خسته ام
از تظاهر به
خـــــندیدن
به بودن
به صبر
به
ایــــستادگی
ڪاش میشد به عزراییل رشوه داد
که زودتر به سراغمان بیاید
اینــجا
در این سرزمین خاڪی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند
و فقط ترجمه ام می ڪنند
آن هم به زبان خودشان
خـــــسته ام
از بس که در تنهایی
با خودم حرف زدم وغم
خودم را خودم خوردم
هیچوقت
هیچڪس نفهمید
که در دلم چه غوغاییست
- ۱۹.۹k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط