{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا یکبار دیگر هم نگاهم کن – چه زیبایی

خدا یکبار دیگر هم نگاهم کن – چه زیبایی
نگفتی عاشقی امّا دلت میگفت دریایی

خدا چشمان زیبایت به من میگفت غم هرگز
فقط تو همدم دردم در این زندان شبهایی

خدا میخندی و من هم به تو دل میدهم – گویا
به قول یکنفر شاید شریک درد و غمهایی

خدا یک کوله بار غم دقیقا مثل تو دارم
تو آن افسانه ای هستی که در شهنامه ی مائی!!

خدا یک لحظه برگرد و نگاهم کن – بگو هستی!
تمام زندگانیّ ام برای تو – چه پروایی

خدا من مرده ام شاید تو عمر دیگری بخشی
شبی از عشق میمیرم – اگر تو امر فرمائی!!

خدا امّید هم یکشب تو را در خواب گریان دید
شبی تا صبح می دیدم برایت خواند لالایی

خدا دیشب که میگفتی خداحافظ- دلم لرزید
و اشک خویش میریزم . . .- همان روزی که بازآیی
دیدگاه ها (۷)

کنار برکه ی مهتاب یک شبتو را از عطر شب بوها شنیدمتو را هنگام...

بیا نقاشی بکشیم:من، تو و دنیای من و تواول خورشید می کشم، از ...

نازنینم ، کم نشان گیر از دو چشمانت مرا...از کمان ابروانت کم ...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط