{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از خیال تو ، حس حضور می خواهم

من از خیال تو ، حس حضور می خواهم
دلم گرفته وسنگ صبورمی خواهم

قسم به عمق نگاهت، که دوستت دارم
تورا که خالصی وبی غرور ، می خواهم

بگیر سمت نسیم سحر، لبانت را
که ازتو، بوسه ی از راه دور می خواهم

بریز، آتش عشقی به قلب یخ زده ام
اسیر ظلمتم و ازتو نور می خواهم

برای ردشدن از سیم خاردار دلت
در انتظارم و رمز عبور می خواهم

خداکند که حسودان، ندیده باشندت
برای دشمن تو،چشم کور می خواهم

خیال را به حقیقت بدل کن وبرگرد
من از خیال تو، حس حضور می خواهم...
دیدگاه ها (۴)

ازچه می نالی،مگر عاشق نبودم تابه حال... ؟خاطرت ، رنج مرا تا ...

بگو که گل نفرستند کسی به خانه ی منکه عطر یاد تو پر کرده آشیا...

بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم ...بیا بهانه نگیریم عشق هم با...

تو در تقدیر من هستی و در جانیکجا ،کی، در کنار من تو می مانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط