{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تنگ غروب آمده تا صبح نشسته ست

از تنگ غروب آمده تا صبح نشسته ست

شوق تو در آغوشم و درد تو به جانم

#اصغر_معاذی
دیدگاه ها (۰)

گفتم ز عشقبازی در کس نشان نديدم زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه ...

چه فرقی می‌کند نوروز باشد فطر یا قربان؟تو را هرگاه می‌بینم ب...

صـد آرزو به گرد دلم در طواف بوداز حیـرت جمال تـو بی آرزو شدم...

میخواستم که عقده‌ی دل وا کنم ولیامشب به احترام غمت لال...بگذ...

سلاااااااامم🎀✨️ببنین کی امده🤗🍓اگه نگین دلتون برایه خاله تنگ ...

تو را با قلب و جانم برگزیدموزین نا مردمی ها دل بریدمبه شوق د...

سلام عزیز تر از جانم بی تو جهان جسمی ست که جان ندارد ...#الل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط