𝑁𝑎𝑚𝑒:دوست پسر سادیسمی من🍷

𝑁𝑎𝑚𝑒:دوست پسر سادیسمی من🍷
  𝑃𝑎𝑟𝑡:14

علامت کوک:_                علامت لارا:+



ویو کوک


داشتم داخل اتاقم اماده میشدم که
یهو سرم گیج رفت و برای اینکه نیوفتم دست به میز کارم گرفتم ولی افتادم و گلدونم شکست و شیشه اش دستمو برید

_: آیی

=: صدای چی بودد

×: کوک حالت خوبه؟

_: ارت ولی دستم میسوزه

×: بیا بزار برات پانسمانش کنم تا عفونت نکرده

_: اوهوم

شوگا دست کوک رو پانسمان کرد و اتاقو جمع کردن

بعد از 25 مین

=: کوک ما دیگه میریم

×: هواست به خودت باشه تا برمیگردیم

_: اوکی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
«از زبان نویسنده»

خب تا اینجا داشته باشید میخوام درمورد لارا بحرفم

ــــــــــــــــ

از زبان لارا

از وقتی که با کوک بهم زدم

جیمین اومد و گفت که کوک به خاطر من

رگشو زده و خودم هم چند بار قصد خودکشی

داشتم تا کره بودم چند باری که جیمین و

شوگا تو بیمارستان نبودن میرفتم به کوک

سر میزدم و به پرستار میگفتم به اونا چیزی نگه و
قبول کردن البته با رشوه

بگذریم

ــــــــــــــــــــــــــــــ

از زبان نویسنده
شاید الان هنگ کنید بگید که ینی چی وقتی که کوک تو

کما بود و جیمین قضیه رو به لارا گفت لارا به کتفش نبود

باید بگم که=

لارا وقتی با کوک تو رابطه بود پسر خاله ی لارا

پدر و مادر لارا رو گروگان گرفت و به اون گفت که باید

با کوک بهم بزنن

اونم چون به جز پدر و مادرش کسیو نداشت مجبور

شد قبول کنه و اون روز که لارا و کوک به هم کادو دادن

قبلش پسر خاله ی لارا که اسمش سوهو عه براش یه

نامه فرستاد تا همه ی اینارو بهش بگه (مامان و بابای لارا رو گروگان گرفته)

بعد لارا به کوک اینارو گفت و کات کردن
(بقیشو خودتون میدونید)

بعد سوهو در عوض زنده موندن مادر پدر لارا بهش گفته بود که باید با هم

ازدواج کنن و سوهو از قبل مادر و پدر لارا رو کشته بود و وقتی

لارا فهمید به فرانسه مهاجرت کرد که بعد برای انتقام بیاد کره

ـــــــــــــــــــــــــــ

از زبان لارا

از وقتی که اومدم فرانسه برای ادامه تحصیل نمیدونم چرا ولی انگار دیگه

حسی نسبت به کوک ندارم. میخوام کلا فراموشش کنم هم برای من خوبه

هم برای اون

چند روزیه یه پسر داخل دانشگاه هست که خیلی روش کراش دارم

و اونم به من اعتراف کرده و ازش وقت گرفتم تا به درخواستش فکر کنم

و....


ادامه دارد...

{شرایط 10 تا لایک و کامنت 17}
دیدگاه ها (۴۶)

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕²¹لارا : چه گوهی خوردم آنیا گوه خوردم نمی...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

𓆩 پارت ۸۳ 𓆪 🖤مرد با نگرانی به جیمین نگاه کرد.ـ وقتش رسیده حق...

چند پارتی

چندپارتی جونگ کوک

جادویی به نام عشق

پارت ۲۸

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط