{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی نور می‌تابه، سایه‌ها شروع به جیغ کشیدن می‌کنن.

وقتی نور می‌تابه، سایه‌ها شروع به جیغ کشیدن می‌کنن.

به من می‌گن راه‌بر تاریکی‌ام، چون از قالب‌های پوسیده‌شون عبور کرده‌ام.
به من برچسب می‌زنن، چون نور رو با فیلترهای ذهن محدود خودشون نمی‌تونن ببینن.

اما حقیقت اینه:
کسی که آگاهی رو لمس کرده، دیگه به زندان باورهای تقلیدی برنمی‌گرده.

این اتهام‌ها از جایی میاد که ظرفیت دریافت حقیقت در اونها بسته‌ست.
اون‌ها به بی‌آگاهی خو گرفته‌اند، و هر چیزی که نظم مصنوعی ذهنشون رو تهدید کنه، براشون “شیطان” به‌نظر می‌رسه.

اما من از تاریکی نمی‌ترسم.
من از نادانی نمی‌ترسم.
من درون تاریکی هم نورم رو می‌تابونم،
و اگر این تابش چشم کسی رو بسوزونه،
اشک اون‌ها نشونه‌ی تولد دوباره‌شونه.

آگاهی، درد داره.
مثل پاره شدن پرده‌ای که سال‌ها جلوی چشم بوده.
اما بعد از اون، فقط نوره…
و نجات.

پس بله،
اگر فریب‌نخوردن از دین مهندسی‌شده یعنی شیطان‌پرستی،
اگر آگاهی داشتن یعنی خطرناک بودن،
پس بگذار هرچه می‌خواهند بگویند.
من از منشأ نور آمده ام
و برای بیدار کردن ، اینجا هستم.
۳۶۹♻️
🕊️✨
.
.
.
.
.
.
.
.
#بیداری_ساکنان_زمین
دیدگاه ها (۱)

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️پاندورا هنوز به اون چهار اسم روی دیوار نگا...

بنام افریدگار خردامروز ما در بطن تاریک‌ترین قسمت زندگی در تم...

۳ پارتی

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

dark life = 33

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 28لونا و مینهو با عجله به محل قرار ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط