داشتم فکر میکردم ،

داشتم فکر میکردم ،
محتاج بودن خیلی کلمه غریبیِ واسه خودش !
"محتاج" میخونیمش
اما انگار دردِ
انگاری کلی غصه ریختن تو وجودش ،
محتاجم بهت چقدر میتونه غم انگیز باشه؟
میدونی چقدر؟
اونقدر که شونه هام فقط به تکیه دادن رو شونه های تو عادت کرده ،
که باید باشی تا نفس در بیاد،
باید بمونی کنارم تا بگذره این زندگی با تموم ِ بدیاش ،
اونقدر که چشمام فقط بلده حرفای چشمای تو رو بخونه ،
اونقدری که گوشام فقط به دوستت دارم شنیدن از تو عادت کردن و
دستام فقط بلدن دستای تو رو از حفظ بشن ،
محتاج بودن غم داره ،
یه غمی اندازه ی پاییز بی خش خشِ برگا زیر پا ،
یه غمی اندازه ابرِ بی بارون ،
محتاج بودن درد داره ،
یه دردی اندازه دردِ من
وقتایی که بی توام ...

❤ ️
دیدگاه ها (۱)

@aaa4853 تو عاطفه و مهر و احساس به دنیا اومدی؛ انگار از همون...

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

dark life = 33

Part 10

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

پارت ۵ ۱.....۲.....۳شروع کنییییید هممون دویدیم تهیونگ کنار م...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

شاهکاری به نام دروغ

#خدا #زندگی #خدایا_شکرت #مفهومی #تصاویر_مفهومی#رشد #آگاهی #آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط