{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم فکر میکردم ،

داشتم فکر میکردم ،
محتاج بودن خیلی کلمه غریبیِ واسه خودش !
"محتاج" میخونیمش
اما انگار دردِ
انگاری کلی غصه ریختن تو وجودش ،
محتاجم بهت چقدر میتونه غم انگیز باشه؟
میدونی چقدر؟
اونقدر که شونه هام فقط به تکیه دادن رو شونه های تو عادت کرده ،
که باید باشی تا نفس در بیاد،
باید بمونی کنارم تا بگذره این زندگی با تموم ِ بدیاش ،
اونقدر که چشمام فقط بلده حرفای چشمای تو رو بخونه ،
اونقدری که گوشام فقط به دوستت دارم شنیدن از تو عادت کردن و
دستام فقط بلدن دستای تو رو از حفظ بشن ،
محتاج بودن غم داره ،
یه غمی اندازه ی پاییز بی خش خشِ برگا زیر پا ،
یه غمی اندازه ابرِ بی بارون ،
محتاج بودن درد داره ،
یه دردی اندازه دردِ من
وقتایی که بی توام ...

❤ ️
دیدگاه ها (۱)

صغیر وصرت بغیابک ولک #عود یابس والهوی یهزنی ولک #عودیغادر...

عشـق یـعـنـی ... وقـتـی اون دلـگـیـره ... مـن نـفـسـم مـیــگ...

ارید اکتب غزل والحزن ممنوعوهدیک القصیدة وبیک اتغزلیاطشة عشک ...

مافیای قاتل منپارت۲۴آت:چیکار می‌کنی(گریه)کوک:هوییی چیکار می‌...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط