{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال مان خوب بود.

حال مان خوب بود.



تازه داشتیم می فهمیدیم زندگی یعنی چه.



تا ناگهان زنگ در را زدند.



خیال برمان داشت که عشق است.



و در را گشودیم، اشتباه کردیم.



آدم پشت در را باور کردیم.



و حالا حال مان اصلا خوب نیست...
دیدگاه ها (۱)

سیبسیب بکری برای خوردن نیست تا ته باغ را دهن زده اند... ع...

دیگه مثل قبل نمیشه... یه چیزایی تو زندگی دیگه مثل قبل نمیش...

فقیر بودنتنبل بودنبدبخت بودن و...خیلی راحته،اما تو به دنیا ن...

گاهی....حرفهایم را برای نان ریزه های توی حیاط میزنمشاید گنجش...

اشتباه از ما بوداشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پ...

هیچی دیگه حال نمیدهدست و بالم اینروزا دیگه به کار نمیرهاین چ...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط