{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد تو بیزارم از صبح و طلوع آفتاب

بعد تو بیزارم از صبح و طلوع آفتاب
کوچه های عاشقی از مهرتو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غمخوار منی
لعنت و نفرین براین بیراهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت بازهم آتش گرفت
کاش در چشمان تو که چشمه‌‌ی پر آب بود
★♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ★
دیدگاه ها (۱)

بر در خانه نوشتن در گذشت......:-(★♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ★

دقیقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط