شهر من شهریست که پیچک های سبز سخاوتش در ورای عتیق عاطفه ه
شهر من شهریست که پیچک های سبز سخاوتش در ورای عتیق عاطفه ها در وسعت آبی عشق می روید. آنجا که در باغ کوچک خانه های کاه گلی عطر آشنای نان بلوط از ساج غنی همسایه ها هنوز بر شقیقه ام تلنگر می زند ، آنجا که در خلوت صبور دره اش هرگز گلی پژمرده نمی شود و هیچ نیلوفری عبث نمی روید، شهری که نهری زلال در بستر صمیمی باغ های انارش تا همیشه ی آسمان جاریست و هر باغش باغستانی است یادگار قبیله های پیر
***علی - خــــرم آباد ***
***علی - خــــرم آباد ***
- ۶۵۸
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط