سناریو(درخواستی):
سناریو(درخواستی):
وقتی که پدر و مادراتون مخالف ازدواج تون هستن و تو ناراحتی و همش گریه میکنی :
نامجون : عزیزم گریه نکن اول تا آخر که باید موافقت کنن
جین: ببخشید ها ولی بهتر از من داماد گیرتون نمیاد (به پدر و مادرت میگه)
شوگا : به نظرم بهتر موافقت کنید مگر اینکه دلیل قانع کننده ای داشته باشید که خوشبختانه ندارید
جیهوپ : مطمئن باشید هر کاری میکنم تا توجه شما رو جلب کنم
جیمین : بهتون قول میدم ا/ت خوشبخت میکنم فقط بذارید باهم ازدواج کنیم
تهیونگ : (یه روز مادر و پدرت و به رستوران دعوت میکنه و اونجا خواب بله رو میگیره)
جونگ کوک: (پدرت اون و خیلی دوست داره اما مادرت موافقت نمیکنه که بابات هی با مادرت حرف میزنه و اونم راضی میکنه) کی بریم خرید عروسی؟
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی که پدر و مادراتون مخالف ازدواج تون هستن و تو ناراحتی و همش گریه میکنی :
نامجون : عزیزم گریه نکن اول تا آخر که باید موافقت کنن
جین: ببخشید ها ولی بهتر از من داماد گیرتون نمیاد (به پدر و مادرت میگه)
شوگا : به نظرم بهتر موافقت کنید مگر اینکه دلیل قانع کننده ای داشته باشید که خوشبختانه ندارید
جیهوپ : مطمئن باشید هر کاری میکنم تا توجه شما رو جلب کنم
جیمین : بهتون قول میدم ا/ت خوشبخت میکنم فقط بذارید باهم ازدواج کنیم
تهیونگ : (یه روز مادر و پدرت و به رستوران دعوت میکنه و اونجا خواب بله رو میگیره)
جونگ کوک: (پدرت اون و خیلی دوست داره اما مادرت موافقت نمیکنه که بابات هی با مادرت حرف میزنه و اونم راضی میکنه) کی بریم خرید عروسی؟
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۸۰۶
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط