{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رخصت پرواز

*** رخصتِ پرواز ***

مرغِ طبعم , چونکه بال و پر گرفت .
ره به سویِ آلِ پیغمبر گرفت .

شد مدینه مقصدِ امالِ او .
رخصتِ پرواز از دلبر گرفت .

چونکه نائل شد بر اوجِ آرزو .
بس سراغ از لاله ای پرپر گرفت .

چون گلِ گمگشته اش , پیدا نشد .
بغضِ سنگین , راه بر حنجر گرفت .

ای مدینه : دیده ای عدوانِ دون .
از سرِ شیرِ خدا , افسر گرفت .

با بسی بیرحمی و جور و جفا .
گلعذار از احمد و حیدر گرفت .

ای فلک : بنگر که چرکِ کینه ها .
انتقام از فاتحِ خیبر گرفت .

از مدینه , نینوا , تا دشتِ طوس .
خونبها از عترتی اطهر گرفت .

دیده ای که آن خدنگِ جانگداز .
از حسینم , شیرخوار اصغر گرفت .

بر فرازِ بامِ عشق و ارزو .
مرغکی زیبا , نشست و پر گرفت .

داشت در منقارِ خود , برگِ گلی .
در میانِ لاله ها , بستر گرفت .

در , اسارت سویِ شامِ پر بلا .
از نوامیسِ بشر , معجر گرفت .

* ای عظیم این جسم و جانت بی گمان
* آتشی زین چرخِ بد منظر گرفت .

* افرین بر همّتِِ مرغِ همای *
* کاشیان بر خامه ای مضطر گرفت *

** بهر غفرانِ تو در روزِ جزا **
** وعده ها , از ساقیِ کوثر گرفت **

+++++++++++++++++++++++++
شاعر = عبدالعظیم عربی از سربندر
و ماهشهر
دیدگاه ها (۴۰)

دلا : یک کرکسِ شوم و جفنگی .ملبّس گشته چون طاووسِ رنگی .به ق...

(( تقدیم به سوره مبارکِ فاتحهٌ الکتاب)) *** نیای...

(( آن قبر که در مدینه شد گم ))(( پیدا شده در مدینه یِ قم ))س...

*** محنتسرا ***آی زندانبان : قفس را باز کن .رحم بر این ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط