{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابر و خورشید و شب و ماه و فلک گم شده اند

ابر و خورشید و شب و ماه و فلک گم شده اند

از همان صبح که چشمان تو تابیده به شهر

ارس آرامی
دیدگاه ها (۲)

شب بود و ستاره بود و من بودم و ماهشب ماند و ستاره رفت و من م...

شعر من سخت صریح است ولی تو انگارساکن کوچه ی مشهور علی چپ هست...

ابر و خورشید و شب و ماه و فلک گم شده انداز همان صبح که چشمان...

شب بود و ستاره بود و من بودم و ماهشب ماند و ستاره رفت و من م...

گمان می‌کنم که شاید من همیشه عاشقِ چیز‌هایِ دور بوده ام عاشق...

تو چسب روی زانو های زخمی منی، تو نور توی زندگی تاریک منی، تو...

سگ پاگیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط