{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز با یک دسته گل آمده بود به دیدنم ،

دیروز با یک دسته گل آمده بود به دیدنم ،
با یک نگاه مهربان...
همان نگاهی که سالها آرزویش را داشتم
و از من دریغ کرده بود....
گریه کرد و گفت :
که دلش برایم تنگ شده بود.
فاتحه ای خواند و رفت ....
دیدگاه ها (۲۴)

هــــــــــی دختربیا میخواهم رازی را بگویمپسرها عروسک ندارند...

ســــــــــلام اونایی ک من رو میشناسن میخام ازتون خدافظی کنم...

مثل سیگار مانده ام میآטּ انگشتانتـــنـﮧ مرا مِـِــے کشینــﮧ ...

لعنت به مــــــــــنلعنت به شــــــــــبلعنت به زنــــــــــ...

نیامده رفتی سر منزل اول خدافظی کردی و رفتیای یار بی وفای ماس...

HIDDEN LOVEP25ویو جونگکوک:دیدم که پرستار تند تند میاد سمتم.....

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:7۷به سفارش اولی که یادداشت کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط