درخواستی از دراکو
(درخواستی از دراکو )
وقتی روی گردنمون کب.ودی گذاشته و استاد میبینه
Part2
رفتیم تو کلاس( کلاس اسنیپ بود ) و کنار هم نشستیم حدود ۳۰ دیقه اینا گذشته بود که چون حواسم به کلاس نبود اسنیپ اومد و روبروم روی صندلی نشست اسنیپ : خانم ا/ت ؟ + بله پرفسور که وقتی سرمو بالا آوردم و موهام کنار رفت اسنیپ گردنمو دید و اخماش توهم رفت وپاشد رفت + وای دراکو _ جانم +اسنیپ گردنمو دید _ نگران نباش چیزی نمیشه +ممکنه اخراجمون کنن دراکو _مشکلی پیش نمیاد به بابام میگم حلش کنه +مطمئنی؟ _ اره پرنسس نگران نباش که یکم بعدش زنگ و خورد و همه رفتیم بیرون که اسنیپ منو صدا زد و رفتم پیشش اسنیپ : ا/ت این کبودی روی گردنت برای چیه؟ +پرفسور .... اسنیپ : بلع؟ +راستشو .... که دراکو و پدرش اومدن لوسیوس: اسنیپ ... اسنیپ : آقای مالفوی لوسیوس : با خانم ا/ت کاری داشتید ؟ اسنیپ : فقط ازشون یه سوال داشتم لوسیوس : اگه سوالتون رو پرسیدید ا/ت با ما بیاد چون پدرش سپرده بهش یچیزی بگم اسنیپ : باشه فعلا لوسیوس: فعلا که هر سه تامون از اونجا دور شدیم لوسیوس : دراکو نمیدونستم دوست دختر داری _ پدر من معذرت.... لوسیوس: دفعه بعدی من جمعش نمیکنم _ چشم پدر و لوسیوس رفت _ دیدی گفتم اتفاقی نیوفته +هوففف به خیر گذشت _ اومم نظرت چیه بجای گردنت بریم جاهای دیگت رو هم کبود کنم +برو گمشووووو......
( و زندگی با لاس زدن های جناب مالفوی میگذرد )
خب نظرتون چیععع
وقتی روی گردنمون کب.ودی گذاشته و استاد میبینه
Part2
رفتیم تو کلاس( کلاس اسنیپ بود ) و کنار هم نشستیم حدود ۳۰ دیقه اینا گذشته بود که چون حواسم به کلاس نبود اسنیپ اومد و روبروم روی صندلی نشست اسنیپ : خانم ا/ت ؟ + بله پرفسور که وقتی سرمو بالا آوردم و موهام کنار رفت اسنیپ گردنمو دید و اخماش توهم رفت وپاشد رفت + وای دراکو _ جانم +اسنیپ گردنمو دید _ نگران نباش چیزی نمیشه +ممکنه اخراجمون کنن دراکو _مشکلی پیش نمیاد به بابام میگم حلش کنه +مطمئنی؟ _ اره پرنسس نگران نباش که یکم بعدش زنگ و خورد و همه رفتیم بیرون که اسنیپ منو صدا زد و رفتم پیشش اسنیپ : ا/ت این کبودی روی گردنت برای چیه؟ +پرفسور .... اسنیپ : بلع؟ +راستشو .... که دراکو و پدرش اومدن لوسیوس: اسنیپ ... اسنیپ : آقای مالفوی لوسیوس : با خانم ا/ت کاری داشتید ؟ اسنیپ : فقط ازشون یه سوال داشتم لوسیوس : اگه سوالتون رو پرسیدید ا/ت با ما بیاد چون پدرش سپرده بهش یچیزی بگم اسنیپ : باشه فعلا لوسیوس: فعلا که هر سه تامون از اونجا دور شدیم لوسیوس : دراکو نمیدونستم دوست دختر داری _ پدر من معذرت.... لوسیوس: دفعه بعدی من جمعش نمیکنم _ چشم پدر و لوسیوس رفت _ دیدی گفتم اتفاقی نیوفته +هوففف به خیر گذشت _ اومم نظرت چیه بجای گردنت بریم جاهای دیگت رو هم کبود کنم +برو گمشووووو......
( و زندگی با لاس زدن های جناب مالفوی میگذرد )
خب نظرتون چیععع
- ۳۵۰
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط