{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو چشمی را که غرق راز بودند

دو چشمی را که غرق راز بودند
چرا بستی که هستی ساز بودند
کسی راز نگاهت را نفهمید
وگرنه چشم هایت باز بودند

میم نون راهی
#میم_نون_راهی
دیدگاه ها (۱)

بزن باران که حال گریه دارم که می خواهم کنار تو ببارم بزن بار...

دختران تابستان زمستان را می بینند اما بهار را باور می کنند ا...

هر چه را می بینی باور نکن لازم نیست هر چه را باور داری دیگرا...

رفتی...مگر که روز معادت نمی رسد آن عهد ها چگونه به یادت نمی ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط