{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.8۸

از زبان ا.ت.........

اونجا بود که ما فهمیدیم داریم مامان و بابا میشیم

من و کوک خیلی سختی و خیلی از جدایی ها رو از هم دیدم و کشیدیم ولی این هیچی از عشق ما کم نکرد

شاید جونگ‌کوک توی گذشته خیلی بلاهایی مثل خیانت و زد و خورد سرم آورد ولی خودش فهمید که چه اشتباهی کرده و چه فرد ارزشمندی رو از زندگی‌ش بیرون کرده.....
اون شب کوک مست بود

ولی ما قرار گذاشتیم که به آینده فکر کنیم
گذشته ها گذشته و حتی اگه ما بخواییم نمیتونیم بر گردونیمش
این گذشته‌ست... هر شادی، هر غمی و هر دردی همه‌اش هنوز اینجاست؛ گذشته از بین نمی‌ره، فقط همونجا می‌مونه بدون اینکه تغییر کنه!
پس غم گذشته رو نمیخوریم
بلکه با آینده خودمون فکر می‌کنیم
به آینده قشنگی که قرار کنار خودمون داشته باشیم
راستی گفتم که بچه مون پسره؟

بعد به دنیا اومدن پسرمون کوک دست بر نداشت و ۲ سال دیگه‌ش صاحب یه دختر شدیم

حالا خانواده خودمونو داریم
یه خانواده کامل ولی قشنگ و زیبا
خانواده ای که توی درد و غم، شادی و خوشحالی کنار همن
خانواده ای که همیشه از عشق حرف میزنن و همیشه کنار همن
عاشق همن و هیچ تبعیضی بین هم نمیزارن
خانواده ای که به همه کمک میکنن........

-ا.ت عشقم داری چیکار می‌کنی؟
دختر و پسرشون: آره مامان چی کار میکنی؟
+دارم دفتر خاطراتمون رو کامل میکنم


همه میان و ا.ت رو بغل میکنن
اونقدراهم خوشگل نبود، مخصوصا اون چشماش!
چشماش، اون چشماش خیلی برق میزد :)))
ا.ت توی دفترش: ما همیشه و هر جا کنار همیم، چه توی سختی ها و چه توی خوشحالی ها.........

☆پایان☆

خب دوستان
فیک my ex به پایان رسید
نظراتتون؟
من خودم عاشق این فیکم شدم
دیدگاه ها (۲۲)

تکپارتی جونگ کوک

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط