آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت²¹
وارد سالن شدیم؛قیافه و لباس تهیونگ رو برای آخرین بار چک کردم و بعد از راضی بودن اجازه دادم که بره،تقریبا ³⁰مین بود که داشتن عکاسی میکردند و من خیره به تهیونگ بودم،هنوز باورم نمیشه که بایسم منو بوسید،عکاس ¹⁵مین استراحت داد،تهیونگ نسشت تا من گریمش رو تمدید کنم
ویو تهیونگ
حواسم بود که آنا موقع عکاسی خیره بهم نگاه میکرد،یعنی توی گروه ما بایسش۹ کیه؟من؟
عکاس به ¹⁵مین استراحت داد،رو صندلی نسشتم و آنا به سمتم اومد و شروع به تمدید گریمم کرد،تمام حواسش به گریم بود. بعد از اینکه تموم شد بلند شدم و آنا لباسه جدیدی بهم داد،بعد از پوشیدنش آنا لباس رو مرتب کرد و هیچ نقصی نزاشت تو کارش،خواست از بغلم رد شه که پاش به ساک لباس گیر کرد و روی من افتاد،هردومون روی زمین بودیم آنا روی من بود خیره به هم بودیم که تو همون لحظه دوربین چندبار خاموش و روشن شد
عکاس:این همون چیزی بود که میخواستم،عالی شد
آنا با صورتی سرخ از روم بلند شد،سرش پایین بود
آنا:ب..بخشید اقای کیم
پوزخندی زدم
تهیونگ:عیب نداره،پیش میاد(شیطانی)
دیدم که خنده ریزی کرد،دوباره برای عکاسی رفتم
ادامه دارد...
پارت²¹
وارد سالن شدیم؛قیافه و لباس تهیونگ رو برای آخرین بار چک کردم و بعد از راضی بودن اجازه دادم که بره،تقریبا ³⁰مین بود که داشتن عکاسی میکردند و من خیره به تهیونگ بودم،هنوز باورم نمیشه که بایسم منو بوسید،عکاس ¹⁵مین استراحت داد،تهیونگ نسشت تا من گریمش رو تمدید کنم
ویو تهیونگ
حواسم بود که آنا موقع عکاسی خیره بهم نگاه میکرد،یعنی توی گروه ما بایسش۹ کیه؟من؟
عکاس به ¹⁵مین استراحت داد،رو صندلی نسشتم و آنا به سمتم اومد و شروع به تمدید گریمم کرد،تمام حواسش به گریم بود. بعد از اینکه تموم شد بلند شدم و آنا لباسه جدیدی بهم داد،بعد از پوشیدنش آنا لباس رو مرتب کرد و هیچ نقصی نزاشت تو کارش،خواست از بغلم رد شه که پاش به ساک لباس گیر کرد و روی من افتاد،هردومون روی زمین بودیم آنا روی من بود خیره به هم بودیم که تو همون لحظه دوربین چندبار خاموش و روشن شد
عکاس:این همون چیزی بود که میخواستم،عالی شد
آنا با صورتی سرخ از روم بلند شد،سرش پایین بود
آنا:ب..بخشید اقای کیم
پوزخندی زدم
تهیونگ:عیب نداره،پیش میاد(شیطانی)
دیدم که خنده ریزی کرد،دوباره برای عکاسی رفتم
ادامه دارد...
- ۷۹
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط