{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش تو چقدر می آید به قامتم

آغوش تو چقدر می آید به قامتم
در آن به قدر پیرهن خویش راحتم

می پوشمت که سخت برازنده ی منی
امشب به شب نشینی خورشید دعوتم

خوشوقتی صدای تو از دیدن من است
من هم از آشنایی تان با سعادتم !

با خود تو را به اوج، به معراج می برم
امشب اگر به خاک بریزد خجالتم !

بازار شام کن شب مان را به موی خود
بگذار دیدنی بشود با تو خلوتم !

بر شانه ام گذار سرانگشت برف را
کوهم ولی تمام شده استقامتم …

من سیرتم همان که تو می خواستی شده
لب تر کنی عوض شود این بار صورتم!

جنگیدم و به گنج تو فرمانروا شدم
این است از تمامی دنیا غنیمتم

با من بمان که نوبت پیروزی من است
چیزی نمانده است به پایان فرصتم …

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

تو ماهی و من ، ماهی این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست ، زمانی ...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

هی! خدا جو! عشق می آید پری جویت کندعشق می باید که از این رو ...

از اوج افتادم ، افتادم و این اقبال من بودباری که از دوشم گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط